X
تبلیغات
رایتل
په نه په, هرگز! - SHAHINSOFT
مرجع تخصصی بازی و برنامه های کامپیوتری - آموزش,ترینر,کرک,دانلود,موبایل
په نه په, هرگز!

 واحد مبارزه با       په   نه   په

 

به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای جایی بری ؟ ... گفتم : بله پدر عزیزم

(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح)


به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟ گفتم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم

(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد مرام)


رفتم خونه سالمندان عیادت پدربزرگم،مسئول اونجا میپرسه:شمام اومدین عیادت؟میگم نه خونه سالمندان طلبیده اومدیم زیارت

(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد عتبات عالیات)


رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه

(گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها)


میخوام مسواک بزنم

مامانم می پرسه میخوای مسواک بزنی؟؟

میگم بله مامان جون..

میگه خمیر دندونم روش میزنی؟؟

میگم بله مامان جان..

میگه خاک تو سرت این همه موقعیت پ ن پ درست کردم واست استفاده نکردی

منم گفتم پ ن پ خز شده مامان جون

(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد کنترل نفس اماره)


بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟میگم...اگه شما صلاح بدونین

(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد احترام به بزرگتر)


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ گفتم بله اومدیم خون بدیم. شما هم بفرمایید بساط لودگی تون رو جای دیگه پهن کنید. یارو همون جا به گریه افتاد و ابراز پشیمونی کرد.

(ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد نهی از منکر)


تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟میگم نون باشه بقیش مهم نیس

(ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد فروتنی)


از اتاقم اومدم بیرون ،در دستشویی رو باز کردم .مامانم میگه داری میری دستشویی؟میگم نرم؟؟؟

(ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد ترویج فرهنگ مشورت)


ماه رمضونی 6 صبح رفتم سرکار، 9 شب برگشتم خونه خسته و کوفته میپرسم مامان شام چی داریم؟

میگه گشنته ؟ چند ثانیه سکوت میکنم، چشامو میبندم و یه نفس عمیق میکشم . آروم و با طمانینه میگم : بله گشنمه

(ستاد مبارزه با فتنه پــَ نــَ پــَ - واحد کظم غیظ )


نوزاده تو بغل مامانش گریه میکرده مامانه میگه قربونت برم گرسنته؟ بچه هه به اذن خداوند میگه پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله زدگان سومالی گریه میکنم

(واحد نفوذی پ نه پ)


رفتم سوپری گفتم یک نوشابه زرد بدید

فروشنده گفت: منظورتون نوشابه پرتقالی که نارنجی رنگه؟

گفتم: بله، منظورم همون بود. ببخشید

(ستاد مبارزه با فتنه پـ نـ پـ واحد فرهنگ‌سازی به جای حاضر جوابی)


تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل

(ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان)

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
 
برگه‌ها
نظر سنجی
نظر شما در مورد شاهین سافت چیست؟
مشاهده نتیجه
این نظرسنجی در تاریخ پنج‌شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1592 به اتمام خواهد رسید
نویسندگان
تقویم
دی 1395
شیدسچپج
1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30
آمار
بازدیدکنندگان : 2012780